تبليغاتX
آیینه عاشورا
آقا جان !

مولا جان !

ای آخرین فریاد رس !

جدایی ات را زخمه زخمه فریاد می شویم

تا روزی که بیایی !

***

سالروز آغاز امامت و ولایت حضرت صاحب (عج) را تهنیت عرض می کنم .

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384 و ساعت 3 قبل از ظهر |
آقا جان !

مولا جان !

ای آخرین فریاد رس

جدایی ات را زخمه زخمه فریاد می شویم

تا روزی که بیایی .

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384 و ساعت 3 قبل از ظهر |
سوگ روز وفات حضرت سکینه (س) ، شاعر و ادیب توانای اهل 

 

بیت (ع) ، مرثیه سرای مصایب عاشورا ، تسلیت باد! 

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1384 و ساعت 10 بعد از ظهر |
دیدنی تر  زآسمان ،  اما

آه از این فرصت تماشایی !

کاروان خسته باز می آید

سمت این غربت تماشایی

                ***

یادمان گذشته ها هستند

صحنه ها ، باز هم به زیبایی

هر چه از خاطرات می گویند

می شود لحظه ها ، تماشایی

            ***

می چکد از نگاه ها ، پنهان

اشک ها ، یادگار دریایند 

آسمان هم به گریه می آید 

وقتی از چشم کودکی آیند!

آه ، وقتی" سکینه" می خواهد

 خاطرات همیشه زخمی را 

با همین گریه ها کند آغاز

         ***

از کدامین غروب بی پایان 

از کدامین کبود ، خواهد گفت 

از  کدامین شراره و آتش 

در دل خاک و دود خواهد گفت !

     ***

 یاد داغ ((رقیه ))  می افتد

وقتی از خاطرات می گوید

در دل دشت لاله گون ، انگار

لاله در لاله داغ ، می روید !

     ***

گریه هایش شبیه باران اند

شکوه هایش شبیه دریاها

می رود دور دست و می گریند

با صدایش ، دوباره صحراها !    

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1384 و ساعت 10 بعد از ظهر |
شهادت مولای غریبان ،دستگیر از راه ماندگان ، آقا علی بن موسی الرضا (ع) را به عاشقان ابا عبد ا... (ع)

تسلیت عرض می کنم !به امید شفاعتش ...!
+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در شنبه بیستم فروردین 1384 و ساعت 6 قبل از ظهر |
عروج آسمانی و شهادت رحمت خاص الهی حضرت محمد (ص) و  سبط اکبر حضرت مجتبی (ع)را  تسلیت می گو یم !

لطفا با من تکرار بفر ما یید :

اللهم صل علی محمد و ال محمد  و عجل فرجهم !

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در جمعه نوزدهم فروردین 1384 و ساعت 7 قبل از ظهر |
نذر امام مجتبی (ع)

***

هرجا نسیم سبز صبا موج می زند
گویی به یاد روی شما موج می زند !
ای بی قرار حسن شما هرچه دلنواز !
در کوی تان شمیم خدا موج می زند
انگار کهکشان ، به تماشا نشسته است
آنجا که داغ خاطره ها موج می زند
حتی نگاه آینه از پرتو شما !
درحجم سرخ و سبز فضا موج می زند
غم های بی بهانه : همین لحظه های تلخ !
وقتی درون سینه ما موج می زند _
دریا ، کنار ساحل مانده غریب تان !
در چشم زائران دعا ، موج می زند .
+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در چهارشنبه هفدهم فروردین 1384 و ساعت 5 قبل از ظهر |
ای خفته تو در پنا ه تاریخ ،بقیع !
آیینه نمای آه تاریخ ، بقیع
مصداق تمام غصه هامان هستی
مظلومترین نگاه تاریخ ، بقیع !
+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در چهارشنبه هفدهم فروردین 1384 و ساعت 5 قبل از ظهر |
بشنو  از  نی ، وسعت پژواک را

انعکاس  ناله ی افلاک   را

هر صدایی را که تنهایی نهفت

نی ، میان نغمه ها ، همواره گفت:

"وسعت فریاد من ، صبحی پرند؟!

وا کن از دل عقده های دردمند

تا ز هفت اقلیم عالم بگذرم

گرد دل تنگی نگیرد ، باورم"

اوج غم هر چند با ناله یکی ست

خاطرات نی ،فقط در ناله نیست!

ریشه ی اندوه نی ، در نینواست

زخمه هایش خاطرات کربلاست

نی نوازانی که عاشق نیستند

عاشق فصل شقایق    نیستند

هر چه دل ، صرف ترنم می کنند! 

" بند هفتم" را به لب ، گم می کنند

بند هفتم ، در مقام عاشق است

در مقام عاشقان لایق است

بند هفتم ، نغمه ی شور دل است

قصه ی اشک و عبور محمل است

بند هفتم ، نی نوای سینه هاست

گر یه ی آیینه  در آیینه هاست

بند هفتم ، یا همان ...بند عجیب!

مانده همواره به روی نی ، غریب!

غربت آباد نوایش ، بند بند

زخمی فصلی سراسر ، دردمند

ریشه ی هر نغمه در نی ، نینواست

نینوا  ، اندوه نسل کربلاست

                     ***

                    ۱۳۷۷

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در جمعه دوازدهم فروردین 1384 و ساعت 2 قبل از ظهر |
چشم ها غرق تماشا ،  که نیامد  عباس

نگران  بر  لب  دریا   ،   که  نیامد  عباس

 اشک ها همسفر آه ، در آن لحظه ی تلخ

خسته  از  دیدن  صحرا  که ، نیامد عباس

کودکان    منتظر   او   که   مگر   بر گردد

آه  از این شوق تماشا ، که نیامد عباس؟!

بانگی  از  دور  که  در حنجره  زخمی دارد

می کند  فاش  سخن را : که نیامد عباس

کودکی  از  دل خیمه  ،  به  پدر می گوید :

تو  ندیدیش  ؟ بگو  ،  یا  که  نیامد  عباس!

                    ***

                   ۱۳۷۸     

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در جمعه دوازدهم فروردین 1384 و ساعت 1 قبل از ظهر |
امروز ،روز اربعین است . دیشب به دلم نشست که وبلاگی با نام " آیینه عاشورا " ایجاد کنم ، تا در طول سال از یاد
امام حسین (ع) غافل نمانم . با یاری خدا .، منتظر نظرات شما دوستان مهربان هستم ،...
+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در پنجشنبه یازدهم فروردین 1384 و ساعت 6 قبل از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم
با نام تو آغاز می کنم ای خداوند عشق!
تویی که زیبا ترین معاشقه را از عاشق خویش ، در "گودال قتلگاه "به تماشا ایستادی!
و با یاد "رقیه" (ُس) :

آرزوی بابا

***

می چکد از نگاه ها ، پنهان
اشک ها ، یادگار دریا یند
آسمان هم به گریه می آید:
وقتی از چشم کودکی ،آیند !

* *
کودکی ، مانده در دل غربت
خفته ، اما ، درون ویرانه
آنکه ،روزی، نگاه زیبایش
شد حدیث هزار پروانه !

* *
جرم او را کسی نمی دانست :
جرم پروانه را ، نمی دانند
آنچه مردم شنیده ، می گویند
رسم جانانه را ، نمی دانند

* *
چشم ها ،را گشوده می نالید
در فضای غریب ویرانه
مثل شمعی ،که اشک می ریزد
در سکوت حزین یک خانه

* *
ناله هایش اگر چه می گفتند:
غربت خانه ، کرده بی تابش
دور می زد ، درون تاریکی
لحظه لحظه ، نگاه بی خوابش

* *
جستجو های او نشان می داد
انتظار کسی ، به جان دارد
سر به بالا گرفته ، می پرسید:
عمه ، این خانه آسمان دارد ؟!

* *
آسمان را ، گرفت در آغوش
مثل یک عقده در گلو ، افسرد
آرزوی قشنگ بابا ، هم
در همان آخرین نگاهش ، مرد !

***

... 1377

فرا رسیدن اربعین حسینی را ، به عاشقان حرم اباعبدالله الحسین (ع) تسلیت عرض می کنم !

نیازمند همکاری ولطف نظر دوستان بوده و هستم .









+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در پنجشنبه یازدهم فروردین 1384 و ساعت 2 قبل از ظهر |