تبليغاتX
آیینه عاشورا
چشم ها غرق تماشا ،  که نیامد  عباس

نگران  بر  لب  دریا   ،   که  نیامد  عباس

 اشک ها همسفر آه ، در آن لحظه ی تلخ

خسته  از  دیدن  صحرا  که ، نیامد عباس

کودکان    منتظر   او   که   مگر   بر گردد

آه  از این شوق تماشا ، که نیامد عباس؟!

بانگی  از  دور  که  در حنجره  زخمی دارد

می کند  فاش  سخن را : که نیامد عباس

کودکی  از  دل خیمه  ،  به  پدر می گوید :

تو  ندیدیش  ؟ بگو  ،  یا  که  نیامد  عباس!

                    ***

                   ۱۳۷۸   

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 1 قبل از ظهر |
چشم ها غرق تماشا ،  که نیامد  عباس

نگران  بر  لب  دریا   ،   که  نیامد  عباس

 اشک ها همسفر آه ، در آن لحظه ی تلخ

خسته  از  دیدن  صحرا  که ، نیامد عباس

کودکان    منتظر   او   که   مگر   بر گردد

آه  از این شوق تماشا ، که نیامد عباس؟!

بانگی  از  دور  که  در حنجره  زخمی دارد

می کند  فاش  سخن را : که نیامد عباس

کودکی  از  دل خیمه  ،  به  پدر می گوید :

تو  ندیدیش  ؟ بگو  ،  یا  که  نیامد  عباس!

                    ***

                   ۱۳۷۸   

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 1 قبل از ظهر |
چشم ها غرق تماشا ،  که نیامد  عباس

نگران  بر  لب  دریا   ،   که  نیامد  عباس

 اشک ها همسفر آه ، در آن لحظه ی تلخ

خسته  از  دیدن  صحرا  که ، نیامد عباس

کودکان    منتظر   او   که   مگر   بر گردد

آه  از این شوق تماشا ، که نیامد عباس؟!

بانگی  از  دور  که  در حنجره  زخمی دارد

می کند  فاش  سخن را : که نیامد عباس

کودکی  از  دل خیمه  ،  به  پدر می گوید :

تو  ندیدیش  ؟ بگو  ،  یا  که  نیامد  عباس!

                    ***

                   ۱۳۷۸   

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 1 قبل از ظهر |
بشنو  از  نی ، وسعت پژواک را

انعکاس  ناله ی افلاک   را

هر صدایی را که تنهایی نهفت

نی ، میان نغمه ها ، همواره گفت:

"وسعت فریاد من ، صبحی پرند؟!

وا کن از دل عقده های دردمند

تا ز هفت اقلیم عالم بگذرم

گرد دل تنگی نگیرد ، باورم"

اوج غم هر چند با ناله یکی ست

خاطرات نی ،فقط در ناله نیست!

ریشه ی اندوه نی ، در نینواست

زخمه هایش خاطرات کربلاست

نی نوازانی که عاشق نیستند

عاشق فصل شقایق    نیستند

هر چه دل ، صرف ترنم می کنند! 

" بند هفتم" را به لب ، گم می کنند

بند هفتم ، در مقام عاشق است

در مقام عاشقان لایق است

بند هفتم ، نغمه ی شور دل است

قصه ی اشک و عبور محمل است

بند هفتم ، نی نوای سینه هاست

گر یه ی آیینه  در آیینه هاست

بند هفتم ، یا همان ...بند عجیب!

مانده همواره به روی نی ، غریب!

غربت آباد نوایش ، بند بند

زخمی فصلی سراسر ، دردمند

ریشه ی هر نغمه در نی ، نینواست

نینوا  ، اندوه نسل کربلاست

                     ***

                    ۱۳۷۷

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 1 قبل از ظهر |
 
 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع) 

 
+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 11 قبل از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نادِ علیًّاً مَظهَرَ العَجائِب

تَجِدهُ عَوناً لََکَ فی النوائِبِ

لي ِالیَ اللهِ حاجَتی و عَلَیهِ مُعَوَّّلی

کُلَّّما َامَرتَه و رَمیتُ  مُنقَضی فی ظِلِ الله و یُظلِِلِ الله لي اَدعوکَ

کُلًّ هُمٍّ و غَمٍّ سَیَنجَلی

بِعَضَمَتِکَ یا الله

بِنُبُوَتِکَ یا محمد

بِوَلایَتِکَ یا علیُّ

یا علیُّ یا علیُّ

ادرکنی

بحقِّ لُطفِکَ الخفيِّ

الله اَکبَرَ

اَنَا مِن شَرِ اَعدائِکَ بَرِیءٌ

اَللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَدی و عَلَیکَ مُعتَمِدی

بِحَقِّ ایّاک نعبد و ایّاک نَستَعینُ

یا اَبَا الغَیثِ اَغِثني

یا اَبَا الحََسَنَینِ اَدرِکنی

یا سَیفَ اللهِ ادرکنی

یا بابَ اللهِ ادرکنی

یا وَلِيَّ الله ادرکنی

بِحَقِّ لُطفِکَ الخَفِیِّ

یا قَهّارُ تَقَهَّرتَ بِالقَهرِ والقَهرُ في قَهرِ قَهرّکَ

یا قَهّارُ یا قاهِرَ العَدُّوِّ

یا والِیَ الوَلیِّ

یا مَظهَرَ العَجائِبِ یا مُرتَضی علیٌّ

رَمَیتَ مَن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ و سَیفَ اللهِِ القاتِلِ

اُفَوِّضُ اَمری اِلَی اللهِ

اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ

و ِالهُکُم اِلهٌ واحِدٌ لا الهَ اِلاَّ هُوَ الرَّحمنُ الرحیمُ

ادرکنی یا غیاثَ المُستَغیثینَ

یا دَلیلَ المُتَحَیِّرینَ

یا امانَ الخائفینَ

یا مُعینَ المُتوَکِّلینَ

یا راحِمَ المَساکینَ

یا اِلهَ العالمینَ

بِرَحمَتِکَ و صَلَی اللهُ عَلی سَیِّدِنا محمدٍ و الِهِ اَجمَعینَ

والحَمدُلِلهِ ربِّ العالَمینَ .

 

***

یاعلی مدد !

 

التماس دعا !

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 10 بعد از ظهر |

 

مگر پرده از اسرار بر می دارد خداوند؟!

مگر حادثه ای شگفت در راه است؟!

کعبه را چه می شود! چرا خانه دوست، دلواپس لحظه هاست ؟!

 این حجم آکنده از سنگ، قرار است از کدامین نور پذیرایی کند؟!

گویی خدا وند چشم ها را از شعشعه پرتو ذات خویش برحذر می دارد !

آیا خاک را پذیرایی از این نور میسر خواهد بود ؟!

 گویی کعبه سرپوشی است برای چلچراغ آفرینش !

تبارک الله از این روز بشکوه!

 مگر خدای قصد تماشای جلوات خویش ، در آینه کعبه دارد ؟!

باید از وهم و گمان گذشت؛ اینکه می شکافد هستی دیوار را !

 اینکه می گیرد عنان از طاقت هستی چنین !

 اینکه می آید فرود از اوج عرش آینه سان!

پرتو ذات الهی ، روح قرآن ؛ وارث عدل و عدالت ؛

 شور محراب عبادت ، شاه مردان ، علی(ع) است !

  علی(ع)!

******

 علی (ع)!

ای سواد عنبرین نامت سودای زمین

مغز خاک از نکهت مشکین لباست نافه چین!

غنچه پژمرده ای از لاله زارت شمع طور

قطره افسرده ای از زمزمت دُر ثمین

در بیابان طلب یک العطش گوی تو خضر

در حریم قدس، یک پروانه ات ، روح الامین

طاق ابروی تو را تا دست قدرت نقش بست

قامت افلاک خم شد،  راست شد پشت زمین !

هیچ تعریفی تو را زین به نمی دانم که شد

در تو پیدا گوهر پاک امیرالمومنین !   

                          

                                  (میرزامحمد علی صائب تبریزی-ره-)

مولا جان ! امیر مومنان ! چیست راز وجودت ؟!

وجودی که حیرتیان کویت را شماره از ستاره بیرون و دل سپردگان گیسوی معرفتت را پایانی نیست !

کیستی تو ؟! تویی که شکوه نامت آسمان و زمین را به تواضع واداشته و کلام  آسمانی خداوند (قرآن) در پی شمار مناقب تو هشتاد بار عظمت و شکوه تو را ستایش کرده است!

کیستی ، تو ای گوهر شگفت هستی که فضایل تو را سید بطحا ،  حضرت محمد مصطفی (ص) عاشقانه می شمارد :

فرمود: به هر کس مولا من هستم ، علی (ع) مولای اوست !

فرمود: علی(ع) برای من، به مثل هارون برای حضرت موسی (ع)است !

فرمود: او برای من است و من برای او!

فرمود: علی (ع) برای من همانند خود من است؛ فرمانبرداری از او ، فرمانبرداری از من ، نافرمانی از او، نافرمانی از من، است !

فرمود: جنگ با علی (ع) جنگ با خداست و صلح با علی، صلح با خدا!

فرمود: دوست علی(ع)، دوست خدا و دشمن علی، دشمن خداست !

فرمود: علی حجت خداست و جانشین او در میان بندگان !

فرمود: دوست داشتن علی، ایمان و کینه او را به دل داشتن، از کفراست !

فرمود: حزب علی ، حزب خداست، حزب دشمنان علی، حزب شیطان!

فرمود: علی با حق است و حق با او و این از هم جدایی ناپذیرند تا در کنار حوض کوثر ملاقاتشان کنم !

فرمود: علی تقسیم کننده بهشت و دوزخ است !

فرمود: هر که از علی جدا شود ، در حقیقت ازمن بریده است و هر که از من جدا گردد، از خدایش بریده است !

فرمود: تنها رستگاران روز قیامت پیروان علی اند !

و اینکه فرمود: من و علی از یک نور آفریده شده ایم.

  

                 (خصال شیخ صدوق ج 1و2 )

تو کیستی ای شگفتی عالم خاک؟!

 کیستی ای آسمانی ترین که خود را " بو تراب " نامیده ای؟!

که هستی ؟!

 که بودی؟!

 که بوده ای؟!

 ای راز ناگشودنی!

چون لباس کعبه   بر اندام  بت زیبنده نیست 

جز تو  بر شخصی دگر  نام : امیر المومنین  ! 

*******

یا علی مدد !                                           

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 8 بعد از ظهر |
امام المهدی (عج) -Emam mahdi :[عمومي]

The following are the collection of Sahih (authentic) Hadith regarding Mahdi.

Hadhrat Abdullah bin Mas'ood(RA) reports from the Prophet(SAW), who said:

The world will not come to pass until a man from among my family, whose name will be my name, rules over the Arabs.
(Tirmidhi Sahih, Vol. 9, P. 74; Abu Dawud, Sahih, Vol. 5, P. 207;
also narrated by Ali b. Abi Talib, Abu Sa'id, Umm Salma, Abu Hurayra)

The Prophet(SAW) said:

Allah will bring out from concealment al-Mahdi from my family and just before the day of Judgment; even if only one day were to remain in the life of the world, and he will spread on this earth justice and equity and will eradicate tyranny and oppression.
(Musnad Ahmad Ibn Hanbal, Vol. 1, P. 99)

Hadhrat Ali(RA) narrates that Rasulullah(SAW) said:

Even if only a day remains for Qiyamah to come, yet Allah will surely send a man from my family who will fill this world with such justice and fairness, just as it initially was filled with oppression.
(Abu Dawood)

Ali b. Abi Talib(RA) has related a tradition from the Prophet(SAW) who informed him:

The promised Mahdi will be among my family. God will make the provisions for his emergence within a single night.
(Ibn Majah, Sahih, Vol. 2, P. 519)

Hazrat Umme Salmah(RA), Prophet's wife, narrates that she heard the Prophet(SAW) say:

The promised Mahdi will be among my progeny, among the descendants of Fatima.
(Abu Dawud, Sahih, Vol. 2, P. 207; Ibn Majah, Sahih, Vol. 2, P. 519)

Rasulullah(SAW) announced:

The Mahdi will be of my family, of the descendants of Fatima (the Prophet's daughter). (Sunan Ibn Majah, Vol. 2, Tradition No. 4086)

The Prophet(SAW) taught:

Al-Mahdi is one of us, the members of the household (Ahlul-Bayt).
(Sunan Ibn Majah, Vol. 2, Tradition No. 4085)

Abu Sa'id al-Khudari(RA) narrated that the Prophet(SAW) said:

Our Mahdi will have a broad forehead and a pointed (prominent) nose. He will fill the earth with justice as it is filled with injustice and tyranny. He will rule for seven years.
(Abu Dawud, Sahih, Vol. 2, p. 208; Fusul al-muhimma, p. 275)

Hadhrat Abu Saeed Khudri(RA) relates that Rasulullah(SAW) said:

Al Mahdi will be from my progeny. His forehead will be broad and his nose will be high. He will fill the world with justice and fairness at a time when the world will be filled with oppression. He will rule for seven years.

Hadhrat Umme Salmah(RA) narrates that Rasulullah(SAW) said:

After the death of a Ruler there will be some dispute between the people. At that time a citizen of Madina will flee (from Madina) and go to Makkah. While in Makkah, certain people will approach him between Hajrul Aswad and Maqaame Ibraheem, and forcefully pledge their allegiance to him.

Thereafter a huge army will proceed from Syria to attack him but when they will be at Baida, which is between Makkah and Madina, they will be swallowed into the ground.

On seeing this, the Abdaals of Shaam as well as large numbers of people from Iraq will come to him and pledge their allegiance to him. Then a person from the Quraish, whose uncle will be from the Bani Kalb tribe will send an army to attack him, only to be overpowered, by the will of Allah. This (defeated) army will be that of the Bani Kalb. Unfortunate indeed is he who does not receive a share from the booty of the Kalb. This person (Imam Mahdi) will distribute the spoils of war after the battle. He will lead the people according to the Sunnat and during his reign Islam will spread throughout the world. He will remain till seven years (since his emergence). He will pass away and the Muslims will perform his Janazah salaat.
(Abu Dawood)

The holy Prophet(SAW) said:

A group of my Ummah will fight for the truth until near the day of judgment when Jesus, the son of Marry, will descend, and the leader of them will ask him to lead the prayer, but Jesus declines, saying: "No, Verily, among you Allah has made leaders for others and He has bestowed his bounty upon them.
(Sahih Muslim)

It is reported from Abu Hurayra(RA) that the Prophet(SAW) said:

What will be your reaction when the son of Mary (Jesus) descends and your Imam is from among yourselves?
(Sahih Muslim, bab nuzul 'isa, Vol. 2; Sahih Bukhari, kitab bad' al-khalq wa nuzul 'isa, Vol. 4)

The holy Prophet(SAW) said:

What would be your situation if the Son of Mary (i.e. Jesus) descends upon you and your Imam is from among you?
(Bukhari, kitabul-Anbiya, Chapter Nuzul Isa bin Maryam)


 

 

- الفصول العشرة - الشيخ المفيد ص 18 : -

( 3 ) اهتمام الشيخ المفيد بالبحث عن المهدي . ازدهر العلم في زمن الشيخ المفيد وبلغ ذروته ، وكانت الحضارة آنذاك في تقدم سريع ، وكان زمانه مملؤا بالعلماء من كل الفرق الاسلامية خصوصا في بغداد .


كل هذا ونرى شيخنا المفيد قد نبغ من بين جميع هؤلاء ، وطغى علمه وشهرته على الكل . وكانت الشبهات في زمانه ضد مذهب أهل البيت تستفحل يوما بعد آخر . لذا عقد الشيخ المفيد مجلسا للمناظرة ، ناظر فيه العلماء فأفحمهم ، واهتدى على يديه الجم الغفير . فكان رضوان الله عليه قد اولى اهتماما كبيرا بعلم الكلام ، سواء باللسان أم بالقلم .


ومن المواضيع الكلامية التي اعطاها اهتماما كبيرا هو موضوع الامام المهدي واحواله وظهوره وطول عمره و . . . فكان يرد الشبهات ويثبت عقائد الشيعة بإمام زمانهم بمناظراته ودرسه وكتاباته مستقلا وضمنا : فمن الذى كتبه مستقلا :

( 1 ) كتاب الغيبة .

- ص 19 -

ذكره النجاشي : 401 ، وذكر الطهراني في الذريعة 16 : 80 كتاب الغيبة الكبير للمفيد .

( 2 ) المسائل العشرة في الغيبة . ذكره النجاشي : 399 ، وهو هذا الكتاب الذي أقدمه بين يدي القارئ العزيز ، يأتي التفصيل عنه .

( 3 ) مختصر في الغيبة . ذكره النجاشي : 399 .

( 4 ) النقض على الطلحي في الغيبة . ذكره النجاشي : 400 .

( 5 ) جوابات الفارقيين في الغيبة . ذكره النجاشي : 400 .

( 6 ) الجوابات في خروج الامام المهدي عليه السلام . ذكره النجاشي : 401 . وذكر الطهراني في الذريعة 16 : 80 أن للشيخ المفيد كتاب الجوابات في خروج المهدي - وذكر أنه موجود - ثلاث مسائل .

والظاهر ان كليهما كتاب واحد . وذكر ايضا ان الثلاث مسائل هي :

( أ ) من مات ولا يعرف امام زمانه .

( ب ) لو اجتمع لامام عدد اهل بدر . واحتمل ان يكون هذا هو النقض على الطلحي، لانه يعبر في اثنائه عن السائل بالعمري

( ج ) السبب الموجب لاستتار الحجة . والمطبوع من الجوابات - الذي طبع ضمن عدة رسائل للمفيد طبع مكتبة المفيد - أربع رسائل ، هي :

- ص 20 -

( أ ) صفحة 383 - 388 ، شرح فيه حديث من مات وهو لا يعرف امام زمانه . . .

( ب ) صفحة 389 - 394 ، أول الرسالة : حضرت مجلس رئيس من الرؤساء فجرى كلام في الامامة فانتهى في القول في الغيبة . . .

( ج ) صفحة 394 - 398 ، أول الرسالة : سأل بعض المخالفين فقال : ما السبب الموجب لاستتار امام الزمان وغيبته التي طالت مدتها . . . ؟

( د ) صفحة 399 - 402 ، أول الرسالة : سال سائل من الشيخ المفيد فقال : ما الدليل على وجود الامام صاحب الغيبة ، فقد اختلف الناس في وجوده اختلافا ظاهرا . . . ؟

وللتفصيل راجع الذريعة 5 : 195 ، 20 : 388 ، 390 و 395 ، 16 : 80 - 82 . ومن الذي كتبه ضمنا :

( 1 ) الايضاح في الامامة . احال في عدة مواضع عليه في هذا الكتاب : الفصول العشرة ، وعبر عنه بالايضاح في الامامة والغيبة .

( 2 ) الارشاد في معرفة حجج الله على العباد . ذكر فيه فصلا خاصا عن الامام الحجة وغيبته .

( 3 ) العيون والمحاسن . له فيه كلام في الغيبة .

( 4 ) الزاهر في المعجزات . تطرق فيه إلى معجزات الانبياء والائمة ومنهم الامام الحجة المنتظر . وكذا بحث عن الامام المهدي عليه السلام في بقية كتبه المؤلفة في الامامة والتاريخ والعقائد .

- ص 21 -

( 4 ) صلة الشيخ المفيد بالناحية المقدسة عند وقوع الغيبة الكبرى انقطعت النيابة الخاصة وكذب من ادعى البابية ، وصارت النيابة عامة للفقهاء العدول . وهذا لا يدل على عدم إمكان رؤية الامام في الغيبة الكبرى والتشرف بخدمته ، حتى مع معرفة المشاهد له في حال الرؤية ، لان الذي نقطع بكذبه هو ادعاء الباب والنيابة الخاصة .


قال الشيخ المفيد في هذا الكتاب الفصول العشرة : فاما بعد انقراض من سميناه من اصحاب أبيه وأصحابه عليهم السلام ، فقد كانت الاخبار عمن تقدم من أئمة آل محمد عليهم السلام متناصرة : بانه لا بد للقائم المنتظر من غيبتين ، إحداهما أطول من الاخرى ، يعرف خبره الخاص في القصرى ، ولا يعرف العام له مستقرا في الطولى ، إلا من تولى خدمته من ثقاة اوليائه ، ولم ينقطع عنه إلى الاشتغال بغيره ( 1 ) .


فما ذكره الشيخ المفيد من الحديث صريح بان في الغيبة الكبرى المعبر عنها بالطولى يمكن أن يعرف خبره من تولى خدمته من ثقاة أوليائه ولم ينقطع عنه إلى الاشتغال بغيره .

إذا عرفت هذا فقد روى الشيخ الطبرسي توقيعين وردا من الناحية المقدسة إلا الشيخ المفيد ، قال : ذكر كتاب ورد من الناحية المقدسة حرسها الله ورعاها في أيام بقيت من صفر سنة عشرة واربعمائة على الشيخ المفيد أبي عبد الله محمد بن محمد بن النعمان
 

 

* هامش *

 
 

( 1 ) الفصول العشرة : 82 من طبعتنا هذه . ( * )

 

 

- ص 22 -

قدس الله روحه ونور ضريحه ، ذكر موصله أنه يحمله من ناحية متصلة بالحجاز ، نسخته : للاخ السديد والولي الرشيد الشيخ المفيد أبي عبد الله محمد بن محمد بن النعمان أدام الله إعزازه ، من مستودع العهد المأخوذ على العباد . . .
 

وجاء في اخر التوقيع : نسخة التوقيع باليد العليا على صاحبها السلام : هذا كتابنا إليك أيها الاخ الوفي والمخلص في ودنا الصفي ، والناصر لنا الوفي ، حرسك الله بعينه التي لا تنام ، فاحتفظ به ، ولا تظهر على خطنا الذي سطرناه بماله ضمناه أحدا ، واد ما فيه إلى من تسكن إليه، وأوص جماعتهم بالعمل عليه إن شاء الله، وصلى الله على محمد وآله الطاهرين ( 1 )
 

وقال الطبرسي أيضا يروي التوقيع الثاني : وورد عليه كتاب آخر من قبله صلوات الله عليه يوم الخميس الثالث والعشرين من ذي الحجة سنة اثنتي عشرة واربعمائة ، نسخته : من عبد الله المرابط في سبيله الى ملهم الحق ودليله . . . وجاء في آخر

التوقيع : وكتب في غرة شوال من سنة اثنتي عشرة واربعمائة نسخة التوقيع باليد العليا صلوات الله على صاحبها : هذا كتابنا إليك أيها الولي الملهم للحق العلي ، بإملائنا وخط ثقتنا ، فاخفه عن كل أحد ، واطوه ، واجعل له نسخة تطلع عليها من تسكن إلى أمانته من أوليائنا شملهم الله ببركتنا إن شاء الله ، الحمد لله والصلاة على سيدنا محمد النبي وآله الطاهرين ( 2 ) .
 

 

* هامش *

 
 

( 1 ) الاحتجاج 2 : 495 - 498 .
( 2 ) الاحتجاج 2 : 498 - 499 . ( * )

 

 

- ص 23 -

وروى هذين التوقيعين يحيى بن بطريق في رسالة نهج العلوم إلى نفي المعدوم كما حكي عنه ، وزاد عليهما توقيع آخر لم تصل إلينا صورته ( 1 ) .

وعند التأمل في التوقيعين الواصلين إلينا نستطيع أن نجزم بأنهما لا يفيدان النيابة الخاصة أو البابية ، بل شانهما شان من يرى الامام في غيبته الطولى ويعرفه ، ولا يفهم من الاحاديث المكذبة لرؤيته إلا النيابة الخاصة .


والذي يزيدنا اطمئنانا بهذين التوقيعين ما ذكره الطبرسي في مقدمة كتابه الاحتجاج : ولا ناتي في اكثر ما نورده من الاخبار باسناد : إما لوجود الاجماع عليه . أو موافقته لما دلت العقول إليه . أو لاشتهاره في السير والكتب بين المخالف والمؤالف .


إلا ما أوردته عن أبي محمد الحسن العسكري عليه السلام ، فانه ليس في الاشتهار على حد ما سواه ، وإن كان مشتملا عل مثل الذي قدمناه ، فلاجل ذلك ذكرت اسناده في أول جزء من ذلك دون غيره ، لان جميع ما رويت عنه صلوات الله عليه إنما رويته بإسناد واحد من جملة الاخبار التي ذكرها عليه السلام في تفسيره . . . ( 2 )


فالتوقيعان اللذان رواهما بدون ذكر الاسناد لا يخلوان من ثلاثة وجوه : وجود الاجماع عليهما ، موافقتهما لما دلت العقول إليه ، اشتهارهما في السير والكتب بين المخالف والمؤالف . وهذه الدقة الموجودة عند الطبرسي في روايته ، ووثاقة الطبرسي عند الكافة تعطينا اطمئنانا لقبول التوقيعين .
 

 

* هامش *

 
 

( 1 ) معجم رجال الحديث 17 : 208 - 209 . ( 2 ) الاحتجاج 1 : 14 . ( * )

 

 

- ص 24 -

والذي يزيدنا اطمئنانا ايضا بهذين التوقيعين ، ما ذكره المحدث البحراني في اللؤلؤة بعد ما نقل أبياتا في رثاء الشيخ المفيد منسوبة لصاحب الامر وجدت مكتوبة على قبر الشيخ المفيد : وليس هذا ببعيد بعد خروج ما خرج عنه عليه السلام من

التوقيعات للشيخ المذكور المشتملة على مزيد التعظيم والاجلال . . . ثم قال : هذا وذكر الشيخ يحيى بن بطريق الحلي - وقد تقدم - في رسالة نهج العلوم إلى نفي المعدوم [ المعروفة بسؤال أهل حلب ] طريقين في تزكية الشيخ المفيد :

احدهما : صحة نقله عن الائمة الطاهرين ، بما هو مذكور في تصانيفه من المقنعة وغيرها . . .وأما الطريق الثاني في تزكيته : ما ترويه كافة الشيعة وتتلقاه بالقبول : من ان صاحب الامر - صلوات الله وسلامه عليه وعلى آبائه - كتب إليه ثلاثة كتب

، في كل سنة كتابا ، وكان نسخة عنوان الكتاب : للاخ السديد . . . وهذا أوفى مدح وتزكية وأزكى ثناء وتطرية بقول إمام الامة وخلف الائمة ، انتهى ما في اللؤلؤة ( 1 ) .


اقول : وكلامه صريح ان التوقيعين مجمع عليهما ، ونستنتج من كلامه أيضا أن ما ذكره الطبرسي في مقدمة الاحتجاج - من ذكر الاسباب التي دعته إلى عدم ذكر السند للاحاديث التي يرويها - ان التوقيعين من قسم الاحاديث التي انعقد الاجماع عليها ، لهذا لم يذكر سندهما . وإن كان بعض المتأخرين قد شكك في هذين التوقيعين ، لكن الاطمئنان الحاصل عند التأمل فيهما كاف في المقام ، والله العالم .

  * هامش *  
 

( 1 ) لؤلؤة البحرين : 363 - 367 ، وراجع حياة ابن بطريق في هذا الكتاب أيضا : 283 ، ووفاة ابن بطريق سنة 600 . ( * )

 

 

- ص 25 -

وقال ابن شهر آشوب في معالمه : ولقبه الشيخ المفيد صاحب الزمان صلوات الله عليه ، وقد ذكرت سبب ذلك في مناقب آل أبي طالب ( 1 ) . والظاهر أن المراد من عبارته " ولقبه الشيخ المفيد صاحب الزمان " ، ما ورد في التوقيع : للاخ السديد والوفي الرشيد الشيخ المفيد .


وأما ما احال به على المناقب ، فهو غير موجود في المناقب المطبوع وفي نسخه المتوفرة لدينا والنسخ التي اعتمدها المحدث المجلسي والنوري ، لان كل هذه النسخ ناقصة غير موجود فيها البحث عن صاحب الامر عليه السلام .


وشكك السيد الخوئي في هذا ، بناء على أن تسميته بالمفيد كانت من قبل علي بن عيسى الرماني حيث قال له بعد مناظرة : أنت المفيد حقا ، وكون التوقيع صادرا في أواخر حياة الشيخ المفيد وانما لقب الشيخ المفيد في عنفوان شبابه ( 2 ) .


وبناء على صدور هذين التوقيعين من الناحية المقدسة ، نستطيع أن نصل إلى الصلة العميقة بين هذا الشيخ المفيد وبين امام زمانه الحجة المنتظر ، لما فيهما من مدح وثناء عميقين من قبل الناحية المقدسة لهذا الشيخ الذي اوقف عمره للذب عن هذه الطائفة المظلومة .


فورد في التوقيع الاول من الناحية للشيخ المفيد من المدح : للاخ السديد ، والولي الرشيد ، الشيخ المفيد . . . سلام عليك أيها الولي المخلص في الدين، المخصوص فينا باليقين . . .ونعلمك ادام الله توفيقك لنصرة الحق ، واجزل مثوبتك على نطقك عنا بالصدق . . . هذا كتابنا إليك ايها الولي ، والمخلص في ودنا الصفي، والناصر لنا الوفي، حرسك الله بعينه التي لا تنام . . .

 

* هامش *

 
  ( 1 ) معالم العلماء : 113 رقم 765 .
( 2 ) معجم رجال الحديث 17 : 209 - 210 .
( 3 ) الاحتجاج 2 : 497 - 498 . ( * )
 

 

- ص 26 -

وفي الثاني : سلام عليك ايها الناصر للحق الداعي إليه بكلمة الصدق ، . . . ونحن نعهد إليك أيها الولي المخلص المجاهد فينا الظالمين ، أيدك الله بنصره الذي أيد به السلف من اوليائنا الصالحين . . .


هنها كتابنا اليك أيها الولي الملهم للحق العلي . . . ( 1 ) وكفى بهذا عزا وفخرا للشيخ المفيد ، وهو أهل لذلك .

 

  * هامش *  
 

( 1 ) الاحتجاج 2 : 498 - 499 . ( * )

 

 

 

الصفحة الرئيسية

 

مكتبة الشبكة

 

فهرس الكتاب

 

 

 

 

The following narrations have been taken from books on which there is no consensus among Muslim scholars.  Their authenticity is in question:

The holy Prophet(SAW) said:

The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.
(Bihar al-anwar, Vol. 51, P. 75; Ithbat al-hudat, Vol. 1, P. 9)

Umme Salmah(RA), the wife of the Prophet, has related a tradition of the Prophet(SAW):

Mahdi will be among my progeny, among the children of Fatima.
(Bihar al-anwar, Vol. 51, P. 75)

Rasullullah(SAW) said:

The world will not come to an end until a man from the descendants of Hussain takes charge of the affairs of the world and fills it with justice and equity as it is filled with injustice and tyranny.
(Bihar al-anwar, Vol. 51, P. 66)

Abu Sa'id al-Khudari(RA) has related a tradition from the Prophet(SAW) who declared:

The earth will be filled with injustice and corruption. At that time, a man from among my progeny will rise and will rule for seven or nine years and will fill the earth with justice and equity.
(Ahmad b. Hanbal, Musnad, Vol. 3, P. 27)

Abu al-Hujaf(RA) quotes the Prophet(SAW) saying three times:

Listen to the good news about the Mahdi! He will rise at the time when people will be faced with severe conflict and the earth will be hit by a violent quake. He will fill the earth with justice and equity as it is filled with injustice and tyranny. He will fill the hearts of his followers with devotion and will spread justice everywhere.
(Bihar al-anwar, Vol. 51, P. 74)

Ali b. Abi Talib(RA) said, I asked the Prophet(SAW):

"Is Mahdi going to be among our own family or from some other?" He replied: "He will be among us. God will conclude His religion through him, just as He began it with us. It will be through us that people will find refuge from sedition, just as it was through us that they were saved from polytheism. Moreover, it will be through us that God will bring their hearts together in brotherhood following the animosity sown by the sedition, just as they were brought together in brotherhood in their religion after the animosity sown by polytheism."
(Bihar al-anwar, Vol. 51, P. 84; Ithbat al-hudat, Vol. 7, P. 191; Majma` al-zawa'id by `Ali b. Abi Bakr Haythami (Cairo edition), Vol. 7, P. 317)

I heard the Prophet(SAW) declare from the pulpit:

The Mahdi from among my descendants, from my family, will rise at the End of Time, while the heavens will pour rain and the earth will bring forth green grass for him. He will fill the earth with justice and equity as it is filled with tyranny and injustice.
(Bihar al-anwar, Vol. 51, P. 74; Ithbat al-hudat, Vol. 7, P. 9)

Abu Sa'id al-Khudari(RA) narrated that Prophet(SAW) said:

Severe calamity from the direction of their ruler will befall my people during the Last Days. It will be a calamity which, in severity, shall be unprecedented. It will be so violent that the earth with injustice and corruption will shrivel for its inhabitants. The believers will not find refuge from oppression. At that time God will send a man from my family to fill the earth with justice and equity just as it is filled with injustice and tyranny. The dwellers of the heavens and the earth will be pleased with him. The earth will bring forth all that grows for him, and the heavens will pour down rains in abundance. He will live among the people for seven or nine years. From all the good that God will bestow on the inhabitants of the earth, the dead will wish to come to life again.
(Ibn Hajar, al-Sawa'iq al-muharriqa, P. 161; Yanabi' al-mawadda, Vol. 2, P. 177)

Abu Hurayra(RA) narrated on behalf of the Prophet(SAW):

People will pay allegiance to the Mahdi between rukn and maqam (in Mekkah).
(Ibn Tawus, Kitab al-malahim wa al-fitan, P. 64.)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهريور 1385ساعت 1:55  توسط سید علی اصغر موسوی  |  نظر بدهید

شعله زاری از :گريه های بی قرار بر نگاهمان می رويد تا در مقدمه انتظار ، آرزوی آمدنت را با فانوس مژگان تزيين کنم !

ای تمام آرزو ؛ مثل آرزوی باران در خشکسالی بدون عدالت !

ای تمام اميد مثل اميد رهايی از تنگناهای نا باورانه ی جهل!

ای تمام  انتظار رسيدن  به خط پايان، به خط پيروزي، به لحظه های آغازين سپيده ؛ سپيده ای که رستاخيز عدالت را همراه خواهد داشت!

مولا جان !

تويی که دست دعا هر کس، گرفته سوی تماشايت 

شبيه  آينه می  خواهد  تو  را  ،هميشه تماشايی!

تويی که می شکنی آخر ، سکوت سرد شبستان را

و رنگ عاطفه می گيرد ، حضور آن ((يد بيضايی))

مولا جان !  کجاست بهار آمدنت ، تا جاده های سبز تماشا را به تماشا بنشينم!

تو را قسم به دست های خالی سرشار از قنوت!

تو راقسم به چشم های بارانی لبريز از انتظار!

تو را قسم به مويه های غريبانه ی ندبه !

بيا ، تا طعم تلخ رنج ها ،‌با ديدن تو شيرين شوند !

بيا ، تا از تمام لغت نامه ها ، واژه انتظار را خط بزنيم !

بيا ، تا از دست هايت بهار ، از نگاهت زندگی و از حضور ت عدالت بچينیم!

درياب چشم هايی را که از(( فلسطين )) تا ((کشمير ))  ، به خاطر عدالت ، به جاده های انتظار خيره مانده اند

درياب دست های تاول زده ای را که از ((سودان )) تا(( آلبانی ))‌، به خاطر لقمه ای نان به کام آتش ميروند!

درياب جهانی را که از ((ايسلند)) تا ((دماغه اميد)) در انتظار عدالت می سوزدو مستکبران ابر جنايت احساساتش را به بازی می گيرند!

درياب شانه های خسته ای را که در طول تاريخ ، زخم های بی شماری را تحمل کرده اند!

تو همان بهار جاودانه ای ..

تو همان عدالت ماندگاری .

تو همان جانشين لايق خداوندی که ((زمين)) در انتظارظهورت ، روز شماری می کند !

درود خدا وند بر تو باد، در هر حالی که هستی و در هر حالی که خواهی بود !

تو را می ستايم تو را که وارث عشق در زمينی و کاينات  بر وجود تابناکت

هر سحر گاه سلام می کند 

و من قنوت می گیرم

اللهم عجل لولیک الفرج

****

*********

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 7 بعد از ظهر |