تبليغاتX
آیینه عاشورا - هفتمین بند نی نوا
بشنو  از  نی ، وسعت پژواک را

انعکاس  ناله ی افلاک   را

هر صدایی را که تنهایی نهفت

نی ، میان نغمه ها ، همواره گفت:

"وسعت فریاد من ، صبحی پرند؟!

وا کن از دل عقده های دردمند

تا ز هفت اقلیم عالم بگذرم

گرد دل تنگی نگیرد ، باورم"

اوج غم هر چند با ناله یکی ست

خاطرات نی ،فقط در ناله نیست!

ریشه ی اندوه نی ، در نینواست

زخمه هایش خاطرات کربلاست

نی نوازانی که عاشق نیستند

عاشق فصل شقایق    نیستند

هر چه دل ، صرف ترنم می کنند! 

" بند هفتم" را به لب ، گم می کنند

بند هفتم ، در مقام عاشق است

در مقام عاشقان لایق است

بند هفتم ، نغمه ی شور دل است

قصه ی اشک و عبور محمل است

بند هفتم ، نی نوای سینه هاست

گر یه ی آیینه  در آیینه هاست

بند هفتم ، یا همان ...بند عجیب!

مانده همواره به روی نی ، غریب!

غربت آباد نوایش ، بند بند

زخمی فصلی سراسر ، دردمند

ریشه ی هر نغمه در نی ، نینواست

نینوا  ، اندوه نسل کربلاست

                     ***

                    ۱۳۷۷

+ نوشته شده توسط سید علی اصغر موسوی در جمعه دوازدهم فروردین 1384 و ساعت 2 قبل از ظهر |